باغچه گل ندارد.
گلهای باغچه را چیدند و برای رد گم کنی، باغچهُ خشک را آب میدهند.
+
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
خدا بهترين نويسنده و كارگردان است.
متن هاي منفي اضافه شده بر اين فيلمنامه، از سوي عده اي آدميان ميباشد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
خيلي چيزها بوي خوبي دارند.
كاش عده اي آدميان، ذره اي از معرفت را هم بو كنند.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
يكي ميرود، نميرسد. يكي نميرود، برايش ميرسانند.
چقدر ميرود و نميرودها، فرق دارند.
+
نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
آدمي همانند ساز ميباشد. آرام مينوازد، تُند مينوازد.
خيلي سخت است، سازي كه شكسته باشد و ديگر نتواند بنوازد.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
اتفاقات هر روزه زندگي،همانند فيلمهاي عاشقانه،كمدي،حادثه اي و...ميباشد.
آدميان، گاه بازيگران و گاه تماشاگران اين فيلمها ميباشند.
+
نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
گفتار و رفتارِ هر شخص، كيفيت و ارزش آن شخص را مشخص ميكند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
در روز خوشتان، به بيشتر آنهايي كه پيشتان جمع شده اند، اعتماد نكنيد.
رفتن آنها با بَد شدنِ روزتان، يكيست.
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
شيشه را، عادت به شكستن كرده اند. شيشه زياد، سنگ هم زياد.
+
نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
همه كه مدام، در همه جا حرف ميزنند.
سكوت، جزء كلماتيست كه نبايد ساخته ميشد.
+
نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
در مقابل كسي كه حرفِ حق شما را نمي فهمد،
گاه سنگ بودن، بهتر از آنست كه مثل شيشه باشيد، تا شما را بشكند.
+
نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
خيلي وقت است كه در ميان آدميان، بيكاري ريشه كَن شده است.
آدميان، مدام همديگر را سر كار ميگذارند.
+
نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
مهمترين دارائيِ شما،
افكار شماست. مراقبِ افكارِ راستين خود باشيد، كه دزد نبرد.
+
نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391 توسط هادی جاويد
|
از دست داده هايت زماني شكل گرفت، كه روزي قدرِ داشته هايت را ندانستي.
+
نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391 توسط هادی جاويد
|
خدا هم براي آدميان ميخندد. عده اي راه خدا را رفته، خدا خدا ميكنند.
همان عده، بندگانِ مظلوم خدا را، حتي نيمه راه رها ميكنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391 توسط هادی جاويد
|
روزهاي زندگي، همانند گردونهُ شانس ميباشد.
خيلي سخت است كه بعضي روزها، اين گردونه به نفع آدمي نچرخد.
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391 توسط هادی جاويد
|
عده اي آب را در اختيار گرفته، ريشهُ خشك را مدام آب ميدهند.
غنچه نميزند كه نميزند.
گوشه اي، چه گلهاي زيبايي كه بدون آب، پژمرده ميشوند.
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391 توسط هادی جاويد
|
اين روزها، اگر دروغ جز گازهاي سمي بود، همه از مسموميت جان داده بودند.
+
نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391 توسط هادی جاويد
|